تبليغاتX
حالا بیا اینجا!
The Thirst
در اين فيلم خوناشمها همه تشنه خون هستد وقربانيان خود را به طرز وحشتناکي تکه تکه ميکند و خون  آنها را ميمکند.
در اين فيلم مردي وجود دارد که زن اوهم يکي از همين قربانيان است و به شکل وحشتناکي مورد حمله خونآشامها  قرار ميگردد وکشته ميشود
 او به دنبال زني که در گذشته مدام به دنبال زنش بوده ميرود  ودر يک پارتي اورا ميبيد اما وقتي به دنبال او ميرود او را گم ميکند و يکدفعه خود را در ميان جمعي از خونآشامها ميبيند.در همين حين  زني  دست او را ميگيرد و از او ميخواهد که با اوبرود و ديري نمي پايد که او نيز توسط آن زن  تبديل به يک خونآشام ميشود . بعد ازآن شب  او سعي مکند همانطور که زنش را کشتند سراغ زنهاي ديگر برود و آنها را از بين ببرد اما بعد از اينکه چند زن را ميکشد از اين کار پشيمون ميشود و به فکر اين مي افتد تا خونآشامهايي که زن او را کشتند را يکي يکي از بين ببرد  .از اين قسمت فيلم به نقطه هيجان خود ميرسد و خون وخونريزي به حد نهايت خودش ميرسد.اما  جذاب ترين قسمت اين فيلم آخر اين فيلم است که پيشنهاد ميکنم خودتون اين فيلمو ببينيد تا زيبايي اين فيلم را در آخر اين فيلم مشاهده کنيد و از اين فيلم لذت ببريد. 
این چند تا عکسم از فیلمی که داشتم براتون گرفتم

   
 
 
 
  نظر یادتتتتون نره دوستان  عزیزم
+ نوشته شده توسط احسان (اسی) در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت 0:1 |
قيام براي خون(خروج براي خون)
(VAMPIRES  out for blood)
در اين فيلم اگر چه در ساختار و کاراکتر خونآشام جلوه فيلمهاي خونآشامي  مثل ديگر فيلمها منعکس نميکند اما اين فيلم داراي داستان عالي و برجسته  در نوع خودش ميباشد
شما در اين فيلم گوشه هاي از زندگي خونآشامها رو مشاهده ميکنيد و قلب هيجان اين فيلم به دست شخصيتي به نام (هنک) است که يک پليس است که از زن (سوزان)خود به اين دليل که او به دنبال  داستانهاي خوناشآمي است جدا ميشود چرا که زن نويسنده او بيش ازحد در دنياي خونآشامها غرق شده است. تا اينکه به هنک  ماموريت داده ميشود تا به دنبال زن هنرپيشه اي که هفته هاست  ناپديد شده بگردد  ويک شب اون زنو در يک پارتي ميبيند (بيشتر افراد پارتي خونآشامها هستند)
 پیش اون زن ميرود اون زن که تبديل به يک خونآشام شده تصور ميکند  هنک  براي اين به دنبال او ميرود که ميخواهد به او تجاوز کند و اون زن ازش ميخواد اگه ميخواد به او  تجاوز کند  بايد به محلي که ميرود بيايد آن مکان بيمارستان قديمي و متروک بود که کسي جرات نداشت به آنجا پا بگذارد در آنجا خوناشامها  روز ها در    در تابوتها که در زير زمين  بيمارستان پنهان شده  بود مي خوابيدن و شبها  بيرون ميرفتند و قربانيان خود را به آنجا مياوردن وپس از تجاوز به آنها  آنها را تبديل به خوناشام ميکردند و  قرباني بعدي هنک بود که با آن زن راهي آنجا شده بود  و در همانجا  توسط رئيس خونآشامها مورد حمله قرار گرفت   تا اين که اوهم به يک خونآشام تبديل شود وقتي که صبح شد  هنک  کمکم متوجه شد که داره به يه خوناشام تبديل ميشه موضوع رو به رئيس پليس  گفت  اما همه فکر ميکردند  که اون  ديونه شده   تا اينکه اونو به تيمارستان فرستاند  ولي    خونآشامها دست از سر اون بر نداشتند از اينجا به بعده که  زن هنک (سوزان)که موضوع رو ميفهمه و حرف اونو باور ميکنه و دو تايي به اون محل ميروند تا خونآشمها رو  يک يک از بين ببرند  .از اينجا به بعد داستان به اوج ميرسد و شما ميتونيد تصوري که از خونآشام هاداشتيد 
به واقعييت ببينيد شايد بعد از ديدن اين فيلم شما هم مثل (هنک)باور کنيد که  خونآشمها وجود دارند !؟


اینم چند تا عکسه که از فیلمی که داشتم براتون گرفتم


                                                            

 


                                                                   


                                                                   


 

 

                                                                


           


  اینم چندتا دیگه از  عکسای خودمه! که خیلی زززززززززششششششششششتم نه؟  
    
این  عکسمم مال اون موقعه بوده که موهام بلند بودو ...آره
     
           

  نظر یادتون نره جیگرا

+ نوشته شده توسط احسان (اسی) در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 0:12 |
                    

UNderword(دنياي زير زميني)
سال توليد 2003
کارگردان =لن وايزمن
بازيگر نقش اول:کيت بکينسيل(همسر کارگردان)فيلم وايفاگر نقش ((سلين))
تاريخ اکران:19 سپتامبر2004
فيلم به پيکار باستاني بين خونآشامها و گرگ نماها  يا به اصطلاح فيلم(Lycans)مي پردازد.تا اينجا کار چيز جديدي رخ نداده چرا که پيش از اين شاهد رويارويي اين  دو هيولا در فيلمهاي قديمي کمپاني يونيرسال و يا در فيلم (اتحاديه هيولاها)در اوايل دهه ي90 بوديم.اما پيشينه اي که فيلم به خونآشامها و گرگ نماها داده مسئله جديدي است.طبق نظر فيلم در زمانهاي دور مردي به نام ((الکساندر کورويناس))که خون خالص در رگهايش جريان داشت صاحب دو پسر به نامهاي مارکوس و ويليام ميشود.مارکوس را يک خفاش و ويليام را يک گرگ گاز ميگيرد و بدين ترتيب اين دو بدل به اولين خونآشام وگرگ نماي تاريخ ميشوند.
سالها بعد درزمان حال زني خونآشام به نام ((سلين))و مردي از نسل ((الکساندر کورويناس))به نام مايکل ناخاسته مجبور به تعيين سرنوشت اين دو گروه ميشوند.
قسمت دوم اين فيلم  در سال 2006 اکران شد((دنياي زيرزميني:تحول))


               


                    


اینم عکسایه که از فیلمی که داشتم براتون گرفتم

             


                 

نظر یادتون نره دوستای همیشه گلم


اینم لینک آهنگم: http://www.swfup.com/uploads/swf-19303.swf

 

 

+ نوشته شده توسط احسان (اسی) در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت 0:41 |